الفيض الكاشاني

157

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

مكتوب 34 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى وليّي و حبيبي الأمير ركن الدّين حسن . روشنايى و وسعت دل امّا بعد ؛ تا لذّت انس چشيدم ، وحشت در جهان نيافتم . اگر به سوراخ سوزنى رفتم آن را به گشادگى آسمان يافتم . به هر تاريكى كه نگاه كردم آن را روشن ديدم « اعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الذى اشْرَقَتْ لَهُ الظُلُمات » « 1 » با يادم آمد . محبوب و مكروه را ، همه محبوب يافتم « عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ » « 2 » ياد كردم . در انديشه افتادم كه با اين گشادگى چرا مردم در تنگند ؟ و با اين روشنى چرا جهان بر چشم خلايق تاريك است ؟ دانستم كه آن تنگىِ دل خودشان است كه جهان بر ايشان تنگ مىنمايد همچون كسى كه سرش بگردد ، كه عالم پيش چشمش گردان نمايد و حال آن كه عالم ساكن است ، سر اوست كه مىگردد . همچنين دانستم كه آن تاريكى چشم ايشان است كه جهان بر چشم ايشان تاريك مىنمايد همچون آن شخص كه كور شد ، با اهل خانه گفت : چه شد چراغ شما را كه بمُرد ؟ اى خواجه اين چراغ تو است كه بمُرد ، چراغ خانه روشن است .

--> ( 1 ) . پناه مىبرم به نور روى تو همان نورى كه تيرگىها را روشن ساخته است . بحارالانوار ، ج 19 ، ص 21 . ( 2 ) . بسا چيزى را خوش نمىداريد و آن براى شما خوب است ، سورهء بقره ، آيهء 216 .